ابو القاسم پاينده
130
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
گفت : « وكان الحيوان . . . » وهم أبو داود وحاكم روايت ميكنند كه پيمبر فتنهها را ياد كرد وگفت : « آنگاه فتنه جنگ خواهد بود كه شعله افروز آن يكى از خاندان من است كه پندارد از من است واز من نيست كه ياران من پرهيزكارانند . » ورنگ سياست أموي در اين حديث نمايان است كه حديثسازان خواستهاند مسئوليت جمل وصفين وكشتار مسلمانان را بر گردن على بار كنند . مؤلفان صحيح كه همه اعتبار روايت را به شخصيت راوي مىدانستهاند چنان بطريقهء خويش خو كرده بودند كه قرائن ديگر را مطلقا نديده حديثهاى نادرست را كه بر خلاف حقايق مسلّم تاريخي وطبيعي ولغوى است فراوان ضبط كردهاند ، في المثل أبو داود از گفتار پيمبر نقل ميكند كه : « يكى از أهل مدينه بفرار سوى مكة رود وسپاهى از شام سوى أو فرستند كه بصحرا ميان مكة ومدينه بزمين فرو رود » اين حديث را به نفع عبد اللَّه بن زبير كه بر ضد امويان قيام كرد ودر مكّه مقام گرفت ساختهاند مگر از بيم فرو رفتن زمين ، تفرقه در سپاه امويان افتد ، اما سپاه شام بيامد ومكة را محاصره كرد وكعبه را سنگباران كرد وعبد اللَّه را بگرفت وبر دار كرد واين پيشگوئى كه اگر از پيمبر بود ميبايست تحقق يافته باشد رخ ننمود واز آن گروه انبوه ، حتى يكى بزمين فرو نرفت مع ذلك أبو داود دو قرن بعد اين حديث نادرست را كه فضاحت آن از پيش هويدا شده بود به صف أحاديث درست برد . بخارى ومسلم وترمدى ونسائي نيز حديثي بهمين مضمون وبعبارت ديگر دارند كه يكى بكعبه پناه برد وسپاهى بر ضدّ أو براه افتد ودر صحرا بزمين رود . گوئى از اين بزرگواران چنان در أحاديث خويش محصور بودهاند كه حوادث تاريخ عصر أول را كه با